محمد رضا واليزاده معجزى

52

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

زمان قاجاريه نوشته شده است . علت اصلى اين قضيه از آنجا شروع مىشود كه در لرستان بين دو طايفه مهم ساكى و سگوند مقاتلاتى اتفاق افتاد و حسين خان ساكى ، رئيس طايفه ساكى كه يكى از خوانين و زورمندان زمان بود حاج خداداد و پسرانش را - كه رياست طايفه سگوند را داشتند - با وضعى فجيع و دلخراش به قتل رسانيد « 1 » و طايفه سگوند كه رئيس خود را از دست داده و ياراى مقاومت نداشتند ، به شاهزاده محمد تقى ميرزا حسام السلطنه حكمران بروجرد و بختيارى و خوزستان پناهنده شدند و از او استمداد نمودند . علت پناهندگى آنان به حسام السلطنه اين بود كه به ملاحظه اين‌كه خواهر اعيانى محمد حسين ميرزا حشمت الدوله - والى و سرحددار عراقين - عروس حسين خان ساكى بود لذا شاهزاده محمود ميرزا [ حاكم لرستان ] نمىخواست در مقام جلوگيرى از تعديات حسين خان برآيد . طايفه سگوند در ضمن پناهندگى به محمد تقى ميرزا حسام السلطنه ، كارگزاران او را وادار كردند كه زمين‌هاى متعلق به آنها را - كه در منطقه هرو قرار داشت « 2 » و طايفه بيرانوند كه با حسين خان و طايفه ساكى دوستى داشتند تصرف كرده بودند و طايفه سگوند از ترس طايفه ساكى و بيرانوند جرأت تصاحب املاك خود را نداشتند - اشغال نمايند و بالاخره حسام السلطنه تحت تأثير عجز و لابه آنها قرار گرفت و با لشگرى مهم به خاك هرو وارد شد و در آنجا خيمه برافراشتند . ازين سوى شاهزاده محمود ميرزا از طوايف حسنوند ، كاكاوند ، ساكى و چاوارى و بيژنوند و جماعتى از قبايل پشتكوه سپاهى آراسته گردانيد « 3 » كه با شاهزاده حسام السلطنه مصاف داده و

--> ( 1 ) . داستان مجادلات و محاربات دو طايفه ساكى و سگوند يكى از صحنه‌هاى خونين و درعين‌حال نمونه بارزى از كينه توزى قبايل و عشاير لرستان است كه سال‌هاى متمادى در لرستان طول كشيده و حكام وقت قادر به جلوگيرى از آن نبوده‌اند و نگارنده داستان مزبور را ضمن فصل مربوط به طايفه ساكى و نيز فصل مربوط به طايفه سگوند با تفصيل و توضيح كامل آورده است . [ منظور كتاب ايلات و طوايف لرستان است نه كتاب حاضر . ] ( 2 ) . [ منظور از منطقه هرو در اين‌جا بخش زاغه است نه چقلوند . ] ( 3 ) . روايات محلى حاكى ازين مطلب است كه در ايامى كه شاه‌زاده محمود در قلعه فلك الافلاك محصور و متحصن بوده و از هر طرف صداى ( هل من ناصر ) او بلند بوده يكروز حاج محمد ولى رئيس دودمان چاغروند ( جد آقاى شجاع نماينده سابق لرستان ) نزد او به قلعه مىرود و او را با بيژاما و شبكلاه مىبيند كه در ميان حياط قلعه قدم مىزند . حاج محمد ولى كه آن موقع عنوان نايب الحكومه و يا كلانتر شهر خرم‌آباد را داشته ، به شاهزاده مىگويد : " از شما عجب دارم در اين موقعيت حساس و خطرناك كه شما بايد دائما در لباس رزم و آماده دفاع باشيد ، در لباس راحت و با شبكلاه در ميان عمله خلوت